از شهر قاین به حاجی آباد و از حاجی آباد به سمت همت آباد بایدبروی حوالی همت آباد جاده از میان تپه های ماسه ای و بوته های تاغ می گذرد و به پیش می رود تصور اینکه با گذر از این دشت ماسه ای و تپه ها به کجا خواهی رسید سخت است به سمت کوه می پبچی و به بسوی وی می روی چند کیلومتری نرفته مسیر خاکی می شود . ابتدا کفی و سپس تپه ها. گدارهای پر پیچ و مسیر باریکی را رد می کنی و ناگهان دره ای نمایان می شود.

پای در دره می گذاری در دو سوی دره باغ هایی وجود دارند که انواع میوه از زردآلو گرفته تا عناب دارند و نسبت به فصلی که پای بگذاری سرشار از شکوفه ، سرسبزی و میوداری و یا زرد پاییزی هستند

در دوسوی آبدرختان بید ایستاده اند ، آب را می نوشند و طراوت هدیه می دهند. دل عابران را با زیبایی خویش و با سایه سار خنک شان شاد مینمایند. درختانی چنار که درون تهی کرده اند و فضاهای خالی به اندازه یک اتاق را ایجاده کرده اند تو را به نظاره دعوت می کنند . آب روان در رودخانه ، سرشار از انرژی و جوششت می نمایند تا زودتر به سرمنشا آب برسی.





مسیر رود به پایان می رسد و صخره هایی ماسه ای نمایان می شوند آب در طول زمان و به آرامی بدون هیج عجله ای سنگ های آهکی را به زیبایی بریده و مسیر خود را یافته است. سنگ های سفید آهک با قدرت آب دیواره هایی قائم ساخته اند که عرضی از یک تا حداکثر سه متر دارند . انگار در کوچه ای با دیوارههای بلند دارند که با چرخش های مسیر و به سمت بالا دیدن آسمان دشوار است.
هر چند متری پله هایی ایجاد شده و صدایی در دره می پیچد و آبشارهایی تو را به خود می خواند . برای گذر از مسیر چاره ای نداری جز اینکه نعلین از پای برگیری و به آب بزنی و صفایی دارد .







آنچه دل انسان را به درد می آورد نوشته های رنگ به رنگی است که زیبایی های دیواره ی سفید دره را به سیاهی کشانده است و چه بد که فکر می کنم نامشان را به خوبی ثبت می کنند و هر کس ببیند انگشت تعجب از این تفکرشان به دهان می برد. عجیب تر که گاهی نام گروه هایی بر دیواره ها نقش بسته است.