خانه موسوی قاین

اسم قلعه رستم را شنیده بودم و همیشه برایم سوال بود چرا رستم ؟ از طرفی هر چه گشتم عکس درست و حسابی از آن پیدا نکردم و آدرس دقیقی که بتوان راحت به آن دسترسی پیدا کرد ولی بالاخره فرصتی دست داد و همسفری پیدا کردم و عازم قلعه رستم شدم .
گفته می شود این قلعه به دلیل مسیر سخت آن که دسترسی برای هر کسی امکانپذیر نبوده است نام قلعه ی رستم به خود گرفته است.
قلعه رستم یکی از قلعه های اصلی اسماعیلیان قهستان بوده است و به نوشته سایت میراث فرهنگی ساخت اولیه قلعه به دوره ساسانیان برمی گردد که توسط اسماعیلیان بازسازی و مجددا مورد استفاده قرار گرفته است .
بر دامنه کوه که بالا می روی می توانی صدای پای فداییان اسماعیلیه را احساس کنی که چه روز ها و شبهایی را در این قلعه گذرانده اند و چه نقشه ها طراحی کرده اند. قلعه رستم نسبت به بسیاری از قلعه های اسماعیلیه در قهستان سالم تر است و اگر روزی کاوش های لازم و بازسازی در آن صورت گیرد بسیار جالب توجه خواهد بود.
موقعیت و مسیر دسترسی قلعه رستم:
قلعه رستم در 15 کیلومتری شرق خوسف و در حاشیه غربی کوه رچ قرار دارد . برای دسترسی به این قلعه از میدان اصلی خوسف به سمت غرب بپیچید و بعد از طی حدود 8 کیلومتر به سمت راست بپیچید و مسیر را مستقیم به سمت کوه رچ ادامه بدهید. در حال حاضر تمام این 15 کیلومتر خاکی است که 8 کیلومتر اول مناسب است ولی 7 کیلومتر بعدی چون کم رفت و آمد هست چندان مناسب نمی باشد.در انتهای مسیر به روستای کوچکی بنام گنج می رسید که البته یک تابلوی ملک خصوصی ورود ممنوع هم دارد(اگر چه مردی که ما آنجا دیدیم بسیار خوش برخورد و دوستانه بود) در روستای گنج وسیله نقلیه را متوقف کنید و بار و بندیل حدود یک ساعت صعود را بردارید.

چند توصیه برای رفتن به این قلعه
1- حتما تنها نباشید و حداقل یک همسفر داشته باشید ، دنبال ماجراجویی هم نباشید.
2- کفش و لباس مناسب و یک بطری آب همراه داشته باشید.
نمی گویم مسیر سخت است ولی مسیر ساده ای هم نیست.
وحالا ادامه داستان قلعه رستم:
بیرجند شهری بر حاشیه کویری است و همیشه گردباد هایی دارد ولی خیلی خوش شانسی است که همزمان بر فراز قله ای باشی و گردباد را از بالا ببینی . امروز من این شانس را داشتم .

نقوتشک گیاهی است چند برگی که در مناطق مختلفی در خراسان جنوبی می روید این گیاه از دو برگ تا چند برگ دارد و با رشد برگ ها گاهی برگهای آن به چندین سانتی متر می رسند .
نقوتشک نقودشک هم تلفظ می گردد و در بعضی روستاها به آن نون پیغمبرو هم می گویند

نقوتشک در مناطق مختلفی از جمله دامنه های کوه باغران ، شمال بیرجند و دیگر مناطق می روید.رنگ برگ های آن از سبز تا قهوه ای تیره متغییر است . از آنجا که رنگ کو ه های این منطقه هم تقریبا قهوی تیره تا قهوه ای نزدیک به قرمز است گاهی این موضوع با عث استتار این گیاه شده پیدا کردن آن را مشکل مشکل می سازند . این گیاه در ادامه زندگیش گل می دهد که که به رنگ زرد و بسیار زیبا است.

استفاده نقوتشک بعنوان یک سبزی خوراکی است بویژه اگر به آن نمک اضافه کنند بسیار خوشمزه است .گاهی آن را با گیاه دیگری که کمی مزه شوری دارد می خورند که کار نمک را کرده و آن را خوشمزه می کند. در بعضی مناطق برگ های آن پخته می شود.

بعضی از افراد حتی ریشه این گیاه را در آورده پوست کنده و می خورند.
تقریبا هفته آخر اسفند تا اوایل اردیبهشت فصل نقوتشک است.
در بعضی مناطق روز ششم نوروز و سیزده به در مردم بعنوان تفریح به چیدن نقوتشک در کوه اقدام می کنند.
و در آخر برای لبخند:
یه بیرجندی قله اورست رو فتح میکنه بهش میگن چه احساسی داری میگه مو احساس محساس سر مو نمشو بیومدم نقودشک جمع کنم.
لازم به ذکر است این مطلب با عنوان نقوتشک گیاه (سبزی) بهاری خراسان جنوبی بدون ذکر منبع در خبرگزاری ایسنا منتشر و در سایت هایی دیگری هم به عنوان گزارش خبرگزاری ایسنا آمده است.


در فاصله 12 كیلومتری شهر آیسك و 25 كیلومتری شهرستان سرایان روستایی است به نام دوحصاران وجود دارد . این روستا یك هزار و 20 نفر جمعیت در قالب 250 خانوار دارد.در گذشته دوحصار (دیوار بزرگ) در قسمت های شرقی و غربی و یك قلعه بزرگ در سمت جنوب روستا بوده كه این روستا را از سه طرف محدود می كرده و از هجوم بیگانگان در امان نگه می داشته است، به همین دلیل نام روستا به دوحصار و به مرور زمان به دوحصاران مشهور شده است.
این روستا از قدیمی ترین روستاهای شهرستان سرایان به شمار می رود و چند اثر تاریخی با ارزش دارد كه تعدادی از آن ها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
امروز صبح زود علی رغم اینکه روز گذشته به قلعه رستم رفته بودم و حسابی خسته بودم حسی ناشناخته مرا از بستر بیرون کشید و راهی کوهستان کرد ناخودآگاه فرمان به سمت بند دره چرخید . از بند گذشتم و تا دره میرک که انتهای مسیر ماشین رو است رفتم . اصلا برنامه ای برای رفتن نداشتم ولی همینکه وارد دره شدم نتوانستم برگردم شرشر آب ، گل های بهاری ،آواز بلبلان و اشعه صبحگاهی فضایی دل انگیز را در پیش چشمان هر چشم بینایی می گستراند .

کوه را باید دید کوه را باید رفت کوه را باید فهمید. دره را باید لمس کرد چشمه را باید جوشید آب را باید نیوشید .

این بنای تاریخی مذهبی به استناد کتبیه سر در آن در سال 1230 هجری قمری توسط فردی بنام میر سمیع بنا شد. بنای اولیه آن با خشت و گل بوده و در سال 1341توسط کربلائی حسن بهشتی تجدید بنا گردید اما در زلزله 9شهریور 1347تخریب ومجددا در سال 1351بازسازی شد.با توجه به مصالح موجود و شواهد تاریخی احتمالا بنای مسجد خضری مربوط به دوره صفویه می باشد.
این مکان شامل دو قسمت است یکی مسجد و دیگری حسینیه که کاملا چسبیده هستند و در ظاهر یک واحد محسوب میشوند.زیر بنای مسجد 565متر و زیر بنای حسینیه 385که در مجموع 1000متر مربع وسعت دارد.
این بنا دارای دو شبستان چسبیده به هم بوده که یکی از شبستانها در سمت شمالی قرار داشته و ستوندار بوده وپوشش آن طاق وچشمه است که چشمه ها با گنبد های عرقچین پوشیده شده بر روی سر ستونهای بسیار ساده ستونهای مسجد سوار شده است شبستان جنوبی دارای سه دالان طویل بوده و هر دالان توسط دیواری از دیگر دالانها جدا شده و توسط روزنه هایی که در دیوارها ایجاد شده دالانها با یکدیگرمرتبط اند محراب اصلی بنا که بسیار ساده می باشد در این بخش از شبستان قرار دارد.پوشش راهروها گهواره ای و با طاق نیم دایره اجرا شده ورودی این بنا بسیار ساده بوده که از طریق یک راهروی کوتاه با شبستان ستوندار شمالی ارتباط دارد.نمای بنا آجر با بند کشی فتیله ای بوده که د رحال حاضر بر روی آن یک لایه اندود سیمان کشیده شده است . دو ورودی دیگر در اضلاع غربی و شمالی قرار داردکه از آنها به ندرت استفاده می شود.
با توجه به اینکه شهر قدیمی خضری در اطراف مسجد جامع قرار داشته محدوده حریم مسجد از جهت باستان شناسی اهمیت خاصی دارد.این مسجد به شماره 6653در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.
مطلب فوق از سایت www.gayen.com برداشت شده است

تازه این آغاز راه است سزده به در شدروزگار سبزه هم به سر شد ولی روزگار سرسبزی در سال جدید آغاز شد.

سبزه ها در آب می رقصند و انعکاس یک سال گذشته را برای مان بازگو می کنند .

سبزه بر پیشانی و چراغی روشن پیش بسوی روز های بهتر


